لحظاتی با مریم خزعلی

مریم خزعلی از اولین طراحانی است که با پا گرفتن «درخانه» با این گالری همکاری داشته است. وی سال‌ها سابقه فعالیت در حوزه گرافیک و تصویرسازی را دارد و از سال 88 به طور جدی وارد رشته جواهرسازی شد. مریم در کارهایش سبک و سیاق شناخته شده‌ای دارد که برگرفته از نگاه ایرانی است. دنیای شاعرانه، وام گرفته از طبیعت و عشق و توجه به جزئیات از ویژگی‌های بارز آثار مریم است. او تا به حال نمایشگاه‌های زیادی در ایران و کشورهایی همچون انگلستان، آمریکا، دبی و بیروت برگزار کرده و هم اکنون به یکی از شناخته‌شده‌ترین هنرمندان این رشته در ایران تبدیل شده است.

مریم خزعلی- طراح و سازنده طلا و جواهر
مریم خزعلی، متولد 1359 است. لیسانس گرافیک از دانشگاه هنر و معماری دارد و سال‌ها به عنوان مدیر هنری در حوزه تبلیغات فعالیت کرده است. وارد شدنش اما به حوزه ساخت زیورآلات، داستان جالبی دارد که خودش آن را این طور روایت می‌کند:
-  سال 87 بود که خواهر دوقلویم به آمریکا مهاجرت کرد. نیاز داشتم کاری انجام دهم که ذهنم را درگیر کند تا این غم از یادم برود. برای دیدن نمایشگاهی به فرهنگسرای نیاوران رفته بودم که به طرز عجیبی چشمم به کتابی درباره‌ جواهرسازی افتاد. آن را خریدم و به کافه‌ای رفتم. همان‌طور که کتاب را ورق می‌زدم و قهوه می‌خوردم، تصمیمم را گرفتم؛ کاری که لازم داشتم همین بود!
من بر این باورم که در زندگی اگر چیزی را می‌خواهیم و نمی‌شود، نباید ناامید و ناراحت شویم. نشدنش حتما حکمتی دارد و چیز بهتری انتظارمان را می‌کشد. برای من آن زمان که به طور جدی تصویرسازی کتاب می‌کردم و در پی ادامه تحصیل بودم اما کارهایم به خوبی جلو نمی‌رفت، این تصمیم ناگهانی، بهترین اتفاق بود. ظرف چند روز و با ورق زدن پیک برتر در یک کلاس طلاسازی ثبت‌نام کردم و در مدت کوتاهی، کار حرفه‌ای‌ام در این حوزه آغاز شد.
کاری هم هم‌اکنون تمرکز و تخصص اصلی شماست...
-  بله، از سال 88 به طور جدی به ساخت زیورآلات با طلا و نقره پرداختم و همان سال نمایشگاهی را با یکی از همکلاسی‌هایم برپا کردم که خیلی موفق بود. لمس کردن را دوست داشتم و به همین دلیل، کارِ ساخت برایم جذاب بود. به مرور توانستم به آموخته‌هایم، احساس و ذوقم را یا به قول ما طراحان، تاچِ خودم را اضافه کنم و رفته رفته کارهایم جدی‌تر شد. اوایل از اتاقی در خانه پدری‌ام به عنوان کارگاه استفاده می‌کردم اما با زیاد شدن سفارش‌ها نیرو گرفتم و کارگاهی دست و پا کردم. الان این کار، حرفه اصلی‌ام است.
آغاز همکا‌ری‌تان با «درخانه» چه‌طور صورت گرفت؟
-  گالری درخانه اولین جایی نبود که من با آن همکاری‌ام را شروع کردم اما برایم اولین جای جدی بود. پیش از آن با گالری شیرین و سیحون و چند جای دیگر همکاری‌هایی داشتم اما درخانه برایم قضیه‌اش فرق می‌کرد. می‌توانم بگویم ما با هم به نوعی بزرگ شدیم و رشد کردیم. درخانه استاندارهایی دارد که نه تنها به معرفی آثار خوب و هنرمندان کمک می‌کند، بلکه در شناخته شدن این هنر نیز نقش مهمی را ایفا کرده است.
از حال و هوای کارهایتان بگویید:
-  به نظر من کار هر فردی به نوعی نشان‌دهنده‌ ویژگی‌های شخصی اوست. من در خانواده‌ای هنری بزرگ شدم. خانه‌ای که در آن شعر و آواز جایگاه خاصی دارد. طبیعی‌ست که این موضوع در کارهایم هم نمود داشته است. اوایل در کارهایم از تایپوگرافی زیاد استفاده می‌کردم اما الان کمتر این کار را می‌کنم مگر آن که بخواهم پیامی را به طور روشن بیان کنم. به نظر من امروزه زیورآلات دیگر تنها برای آراستن و زیبایی نیستند و مفهوم و انرژی خاصی را منتقل می‌کنند. هر کاری که می‌کنم به نوعی از درونم نشئت می‌گیرد و بازگوکننده من است. مثلاً من کاری داشتم به نام «آتشی که نمیرد همیشه در دل ماست». این کار ساده آن‌قدر با احساسات خودم آمیخته بود و هنگام طراحی و ساختش حال ویژه‌ای داشتم که در اثرم تجلی پیدا کرد و به یکی از محبوب‌ترین کارهایم تبدیل شد. یا دستنبد دیگری دارم به نام «حضور» که پیامش آن‌قدر برای خودم روشن و صادقانه بود که مخاطب هم همان ارتباط را با آن برقرار ‌کرد.
چه قدر در آثارتان از نقوش و نمادهای ایرانی و باستانی استفاده می‌کنید؟
-  من باوردارم که همه ما بانک اطلاعاتی‌ای در مغزمان داریم که از دیده‌ها، شنیده‌ها و آموزش‌هایمان از بدو تولد شکل گرفته است. این بانک غنی که برای ما ایرانی‌ها همواره به نوعی با هنر آمیخته بوده، در کارهایمان خودش را نشان می‌دهد. خواه می‌خواهد یک موتیف ایرانی باشد یا یک برگی که یک بار روی زمین دیده‌ایم و در ذهن‌مان ناخوداگاهمان حک کرده‌ایم. اما چیزی که مهم است این است که ما همیشه باید رد ایرانی بودنمان را در کارهایمان حفظ کنیم و من همیشه تلاش کرده‌ام تا هنرم، نشان‌دهنده هویت کشورم باشد.
به نظر شما در چند سال اخیر و با رشد این صنعت، ذائقه مخاطب چه‌قدر تغییر کرده است؟
-  خیلی زیاد. من واقعاً خوشحالم از این رشد و پیشرفت و جنبشی که در این حوزه اتفاق افتاده است. به نظر من بیشتر شدن تعداد طراحان باعث بالا رفتن سطح سلیقه عموم شده و این فضای رقابتی به نفع همه ماست. شاید در نگاه اول منجر به ایده گرفتن از روی آثار یکدیگر و کپی‌کاری شده باشد، اما در طولانی مدت این موضوع روی نگاه مخاطب تاثیر می‌گذارد و باعث رشد سطح کار طراحان و به تبع آن خواست و سلقیه مخاطب هم می‌شود.
به نظر شما چه عواملی باعث شناخته‌تر شدن این صنعت و به ویژه مطرح شدن آن در سطح جهانی خواهد شد؟
-  به نظر من ظرفیت و پتانسیل این صنعت خیلی بیشتر از این‌هاست و باید روی رشد آن بیشتر کار کنیم. ما در حوزه صنایع‌‌دستی بسیار قوی بوده‌ایم و پیشینه‌ای تاریخی داریم اما متاسفانه مدرن نشده‌ایم و با زمانه پیش نرفته‌ایم و این خیلی حیف است. این حوزه جای کار زیادی دارد. اگر ما بتوانیم سمبل‌ها، نشانه‌ها و نمادهای سنتی و ایرانی‌مان را بازنگری کنیم و آن‌ها را با هنر مدرن بیامیزیم، می‌توانیم آثاری خلق کنیم که جهانی شوند. اما یکی از موانع و مشکلات ما هنرمندان، ضعف در زبان است که ورود به بازارهای بین‌المللی را سخت می‌کند. البته این مشکل دیگر میان طراحان جوان کمتر وجود دارد ولی همچنان ارتباط‌گیری برای معرفی و ارائه آثار در خارج از کشور دشوار است. ضعف در برندینگ و عدم بهره‌گیری از متخصصان روز این حوزه هم از موانعی است که سر راه گسترش و مطرح شدن آثار هنرمندان ایرانی در دنیا قرار دارد.

713 Days ago